<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="WordPress/2.9.2" -->
<rss version="0.92">
<channel>
	<title>دست نوشته های یک احمق</title>
	<link>http://idiot.ir</link>
	<description>علی فریدنیان</description>
	<lastBuildDate>Wed, 10 Mar 2010 17:19:22 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>en</language>
	
	<item>
		<title></title>
		<description><![CDATA[دیگه حتی سفید هم رنگ غمگینیه
]]></description>
		<link>http://idiot.ir/http:/idiot.ir/sample-post/</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description><![CDATA[تمام گناه‌های‌ـم را،
می‌چسبانم به در و دیوار
- پونز، منگنه، چسب، تف-
.
شب که می‌شود اما،
دل‌م برای‌شان می‌سوزد؛
سرد است آخر.
می‌چسبانم‌شان به خودم؛
عذاب وجدان ندارم دیگر.
گرم می‌شویم،
من و گناه‌هایم
تا صبح از جزئیات می‌گوییم،
می‌خندیم، گریه می‌کنیم،
نزدیک‌های صبح می‌خوابیم،
&#8230;
صبح،
من زود بلند می‌شویم،
خوابیده‌اند و آرام از بین‌شان می‌لولم و بیرون می‌آیم.
&#8230;
عصر،
بر که می‌گردم،
باید از لابه‌لای درزهای اتاق
- و کیف‌م-
پیدای‌شان کنم؛
سردشان می‌شود [...]]]></description>
		<link>http://idiot.ir/http:/idiot.ir/sample-post/</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description><![CDATA[آن‌سوی پنجره،
چهار فصل می‌گذرد.
و من پنجره را همیشه بسته نگاه می‌دارم، تا این‌ور همیشه زمستان بماند.
زمستان‌ها،
که تقویم‌های دوطرف پنجره بر هم منطبق می‌شود؛
دیگر نه پنجره دلش می‌گیرد،
نه تو سردت می‌شود.
]]></description>
		<link>http://idiot.ir/http:/idiot.ir/sample-post/</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description><![CDATA[گاهی برای چند ساعت خواب آرام
بد نیست به دنیا
آوانس بدهیم و
عمدی
Game Over شویم
]]></description>
		<link>http://idiot.ir/http:/idiot.ir/sample-post/</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description><![CDATA[ژولی عزیزم
از وقتی چشم‌هایم را برده‌ای،
دیگر
دیدن
خیلی سخت شده است.
]]></description>
		<link>http://idiot.ir/http:/idiot.ir/sample-post/</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description><![CDATA[ژولی
ژولی عزیزم
ژولی عزیز من
هنوز قدری از آخرهفته مانده. هنوز همه‌ی مردم شهر نخوابیده‌اند؛ دارند گرم می‌کنند خودش را برای خواب آخر هفته. هنوز برف روی خیابان ماسیده است. هنوز&#8230;
هنوز همه‌ی مردم شهر نخوابیده‌اند؛ منتظر آخرین لحظه‌های آخر هفته هستند. لحظه‌هایی که ممکن‌ست چند هفته انتظار بطلبد.
می‌شینم لب پنجره و نصف صورت‌م و می‌چسبونم به شیشه. [...]]]></description>
		<link>http://idiot.ir/http:/idiot.ir/sample-post/</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description><![CDATA[روزهایی که مثل امروزناجوان مردانه از شب شروع می شود
]]></description>
		<link>http://idiot.ir/http:/idiot.ir/sample-post/</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description><![CDATA[دنبال یک دنیای دیگر میگردم
یک دنیای موازی که تویش دیگر آدم خسته نشود
اینجا خسته شدیم
از بس که نگاه کردیم
و هیچ ‌چیز نفهمیدیم
از دنیایش
آدم هایش
&#8230;
و عشق هم یادمان رفت.
]]></description>
		<link>http://idiot.ir/http:/idiot.ir/sample-post/</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description><![CDATA[فعلا ترجیح میدهیم هک شده باقی بمانیم.
وانمود میکنیم که کماکان هک شده ایم.
]]></description>
		<link>http://idiot.ir/http:/idiot.ir/sample-post/</link>
			</item>
	<item>
		<title></title>
		<description><![CDATA[زندگی، بای‌دیفالت خیلی هم قشنگ نیست.
]]></description>
		<link>http://idiot.ir/http:/idiot.ir/sample-post/</link>
			</item>
</channel>
</rss>
